غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
618
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و دور طعبش بنظم اشعار ملايمت تمام دارد و احيانا ابيات و معميات بر صحيفهء روزگار مينگارد و اين معما باسم مهدى از جملهء منظومات اوست كه معما خوش آنكه بعشق مبتلا گرديده * بيگانه ز خويش و آشنا گرديده يكبارگى از قيد خرد وارسته * در ميكدهها بيسرو پا گرديده و ايضا اين مطلع و رباعى كه مبنى است از صنعت اظهار المضمر و مبنى است بر مدح مربى اهل فضل و هنر نتيجه طبع اوست كه مطلع دلا بگو غم و دردم اگر بيابى راه * به پيش آصف عالىگهر حبيب اللّه صفت اين مطلع آنست كه سر هرحرف را از حروفى كه در مطلع مندرجست چون در ضمير نگاه دارند و باصطلاحى كه متعارفست عملنموده بمصراعى كه در آخر نوشته شده رجوع كنند بوضوح پيوندد كه حرف مضمر كدام است رباعى اى ذات تو فيضبخش با اهل طلب * و ز حسن تو گرديده فزون ذوق و طرب تو معدن ملك جودى و ديده نهند * صاحب جاهان بپايت از عين ادب ع شرف ملك و صاحب عهدى مولانا نظام الدين احمد جيلانى از مشاهير منجمان فطنت نشان است و از علم رمل و طالع مسئله نيز وقوفى تمام دارد و آن جناب در زمان خاقان منصور سلطان حسين ميرزا از ولايت جيلان ع بطالعى كه تولا كند بدان تقويم بدار الملك خراسان آمده رقم اقامت بر صحيفهء خاطر نكاشت و همگى اوقات خجسته ساعات را بكسب فضايل مصروف داشت و الى يومنا هذا در آن بلدهء فاخره مقيم است و مشغول بمطالعه فن حكمت و تنجيم و الحمد للّه الخير العليم و الصلاة الى رسوله الكريم پوشيده نماند كه ازين زمره عظيمشان درين زمان ميمنت نشان جمعى كثير در بلاد عراق عرب و عجم و آذربايجان و فارس و كرمان و خراسان توطن دارند و در ظلال عاطفت لا يزال پادشاه مرتضوى خصال در سايهء مرحمت خدام بارگاه جاه و جلال در غايت فراغت و رفاهيت بسر مىبرند و ذكر مجموع ايشان موجب اطناب و تطويل بود لا جرم بر تحرير اسامى بعضى از مشاهير اقتصار نمود اكنون عنان بيان بصوب اختتام كتاب حبيب السير انعطاف مييابد و برحسب وعده كه در ديباچه مجلد اول كرده شده پرتو اهتمام بر بيان شمهء از غرايب و عجائب ربع مسكون مىتابد ع اميد كه توفيق مساعد گردد .